محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
744
خلد برين ( فارسى )
فتح و نصرت از آن راه به استقبال دولت بىزوال آيد روميان كم فرصت ، سرمايهء آمد كار خود شمرده روزى چند از آن راه به انداختن توپ و تفنگ ، مردم سيبه را به تنگ آوردند . و چون از اين رهگذر شكستهاى پى در پى به لشكر ظفر اثر مىرسيد از راه ضرورت ، سوراخها در نقب پديد آورده كاه در آنها ريختند و به كاه دود ، راه آن نقب را باطل و مسدود و آن همه سعى و اهتمام را ضايع و نابود نمودند . القصه هر چند غازيان شيرشكار به جرأت سرشار ، كار قلعهدارى را بر اهل حصار دشوار مىكردند چون در آن اوقات ، تسخير آن به كلك تقدير ، تصوير نشده بود از هر بستگى كه روى مىنمود در فتحى نزد روى ايشان مىگشود تا رفته رفته كار به جائى رسيد كه بنا بر قرب ورود امراى تكلو و تركمان دست از محاصرهء قلعه كشيده متوجه اطفاى نايرهء فساد ايشان گرديدند و تا يكباره كار بردن جر و سيبه چون كار حفر نقب مسجد حسن پادشاه باطل نشود جمعى از تبريزيان و مردم آذربايجان را به توقف در سيبهها و حفظ و حراست دروازهها مأمور و مقرر گردانيدند كه از آمد و رفت روميان خبردار بوده نگذارند كه احدى قدم از قلعه بيرون گذارد . ديگر از سوانح ملال افزا كه در خلال اين احوال روى نمود انتقال صدر مغفرت مآل مير شمس الدين محمد خبيصى كرمانى بود كه در اثناى محاصرهء تبريز به مرض سوء القنيه « 1 » روى نمود . مرحوم مشار اليه در عهد خود به وفور قابليت و استعداد و اتصاف به صفات حميده و اخلاق پسنديده ، يگانهء روزگار بود و در علوم متداوله به تخصيص علم رياضى و نجوم و رمل و فنون شعر و انشاء ، گوى امتياز از ميدان مستعدان جهان ربوده « فهمى » تخلص مىنمود . و چون بر سرير صدارت متمكن گرديد خاقان عليين آشيان در تعظيم و
--> ( 1 ) - سوء القنيه - هرگاه كه مزاج از حال طبيعى بگردد و ضعف مستولى شود حالى نزديك حال مستسقيان پديد آيد . طبيبان آن را سوء القنيه و سوء المزاج گويند ( ذخيرهء خوارزمشاهى ) .